تبليغاتX
لـنـگـرگـاه
لـنـگـرگـاه

سرگرمی.مطالب های روز.عاشقانه.عکس .اس ام اس و...
منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي



درباره وبلاگ
من آرمین حسینی متولد2 1/9/1362 از ایران ساکن امارات در دبی زندگی میکنم این وبلاگ سعی دارد مطالب سرگرم کننده وداستانهای آموزنده با اطلاعات روز بانضمام عکس های جالب در اختیار دوستان قرار دهد
LEEMRA@HOTMAIL.COM
VICIS4U@YAHOO.COM

وضعیت من در یاهو
سخن روز

آرشيو
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
دیکشنری آن لاین
مراکش ( )
مدت زيادي است كه به فكر سفر به مراكش بوده ام، مصر و مراكش هميشه دو كشوري بوده اند كه ديدنشان برايم هيجان انگيز بوده. به خاطر نبود رابطه بين ايران و مصر گرفتن ويزاي توريستي مصر براي ايرانيان، در حال حاضر تقريباً غير ممكن است. پس پيش به سوي مراكش!

سفارت مراكش در امارات، خانه اي ويلايي و قديمي در شهر ابوظبي است كه در و ديوارش چوبي است و بوي نم مي دهد، هيچ دفتري هم در دوبي ندارد، به همين خاطر براي گرفتن ويزا مجبور به رفتن به ابوظبي شديم. بعد از اينكه چندين بار تلفني سعي داشتم مدارك لازم براي دريافت ويزا را بپرسم و هر بار جوابي نگرفتم، هر چه به فكرم مي رسيد برداشتم و به ابوظبي رفتم و تازه آنجا گفتند كه فلان مدركتان بايد مهر فلان وزارتخانه را داشته باشد ( چيزي كه براي ويزاي شنگن هم لازم نيست )!! اين باعث شد يك هفته اي سرم گرم تهيه اين تائيديه باشد و بعد از اينكه دو بار به ابوظبي رفتم، ويزاي مراكش كه مهري است به زبان فرانسوي و عربي روي پاسپورتمان فرود آمد.

امارات، اتحاد و رويال ماروك سه شركت هواپيمايي هستند كه از دوبي به مراكش پرواز مستقيم دارند و مقصد هر سه هم كازابلانكا است. در زماني كه قيمتها را چك مي كردم ( حدود 3 ماه پيش ) قيمت امارات از همه مناسب تر بود و از بخت خوش ما، تخفيف مناسبي هم شامل حالم شد كه بسيار چسبيد و هر بليط را حدود سيصد هزار تومان ارزانتر خريديم، قيمت معمولي پرواز رفت و برگشت دوبي كازابلانكا با پرواز امارات 3000 درهم است كه مي شود حدود 770000 تومان.

از چهارماه پيش مشغول برنامه ريزي و مطالعه براي اين سفر هستم از همان موقع هم تمام هتلها را رزرو كرده ام. مدت برنامه ريزي شده اين سفر هشت روز و ديدن سه شهر از شهرهاي مراكش است كه جزئيات هر كدام را پس از ورود به آن شهر خواهم نوشت.

يكروز مانده به سال 1387 شمسي سفرمان را به مراكش آغاز مي كنيم و زمان تحويل سال در هتلي در كازابلانكا خواهيم بود كه بعيد است حتي يك ايراني هم آنجا باشد... البته از ايرانيها هيچ چيز بعيد نيست، يكدفعه ديدي صاحب هتل ايراني بود!!

****

بيشتر از ساعتي به تحويل سال نو مانده است. اينجا در كازابلانكا ساعت چهار و نيم صبح است و پشت ميز كار اتاقي كه بوي چوب و نم مي دهد و شديداً آدم را ياد خانه هاي گيلان مي اندازد، درهتلي آرام نشسته ام و تايپ مي كنم: بيشتر از ساعتي به تحويل سال نو مانده ...

پرواز نه ساعته از دوبي به كازابلانكا راحت تر از چيزي بود كه انتظارش را داشتم. پس از ورود به فرودگاه اولين چيزي كه چشممان به آن مي افتد، تابلوهاي نقاشي است كه به ديوار راهرو فرودگاه نصب شده اند، فرودگاه بسيار تميز است و احساس خوبي دارم. مامور چك پارسپورت مدام مي خندد و در حال لاس زدن با خانمهايي است كه پاسپورتشان را چك مي كند ( كلاً در كازابلانكا زياد لاس مي زنند ! )، خنده اي هم تحويل ما مي دهد و بدون دردسر ما را روانه كشورش مي كند.

زير فرودگاه ايستگاه قطاري است كه مسافران را به شهر كازابلانكا كه سي كيلومتري دورتر از فرودگاهش است مي برد. صندلي هاي كوپه چرمي با رنگ قهوه اي سوخته است، ديوارهايش كِرِم است و كهنه به نظر مي رسد. كوپه تقريباً خالي است، كنارمان جوان تقريباً بيست ساله اي است كه از نيويورك آمده ، در ايستگاه هاي كوچك سر راه قطار تقريباً پر مي شود از مردان و زناني كه در حومه زندگي مي كنند و لباس هاي غير شهري به تن دارند، يك گروه دانشجو هم در يكي از ايستگاه هايي كه نزديك دانشگاه است وارد مي شوند و يكي از دانشجوها شروع به سيگار كشيدن در كوپه مي كند و اين باعث اعتراض يكي دو نفر از مسافران و بالاگرفتن بحث مي شود تا جايي كه كار نزديك به زد و خورد هم پيش رفت و كوپه كاملاً بهم ريخت و با آمدن مامور قطار ماجرا فيصله پيدا كرد.

وارد شهر كه مي شويم راننده اي كه كاملاً فرانسه صحبت مي كند راضي مان مي كند كه تا هتل سوار تاكسي اش شويم، وضعيت رانندگي در كازابلانكا كمي بهتر از رانندگي در هند است و چيزي نزديك به تهران، آشفته و درهم ولي هركس مي داند حركت بعدي طرفش چيست و در نهايت آشفتگي به نظم تعريف شده اي رسيده اند. بيشتر ماشينها رنو و پژو هستند و تاكسي ها فيات.

هتل در كوچه اي آرام است و ظاهر و باطن خوبي دارد. اختلاف ساعتمان با دوبي چهار ساعت و با تهران سه ساعت و نيم است و همين باعث مي شود شب زود خوابمان بگيرد. ساعت هشت شب خوابيديم و چهار صبح سيرخواب شدم.

چند دقيقه اي به تحويل سال نمانده، نه راديو داريم نه تلويزيوني كه كانالي ايراني داشته باشد و نه اينترنت. امسال در سكوت كامل تحويل مي شود... باران گاهي رگبار و گاهي نم نم مي بارد... آسمان مي گيرد و باز مي شود...خيابان سكوتي غريب دارد كه صداي اذان دقيقه اي آنرا مي شكند و بعد، خورشيد تابشش را بر اين گوشه دنيا، در يكي از غربي ترين نقاط قاره افريقا آغاز مي كند و اولين بامداد بهار را برايمان به ارمغان مي آورد...

****

مراكش از كشورهاي است كه در دنيا به چند نام خوانده مي شود. خود مراكشي ها و اعراب آنرا به نام "مغرب" مي شناسند و اين نام از آنجا آمده كه در قديم مجموعه كشورهاي شمال غربي قاره آفريقا به نام سرزمين مغرب خوانده مي شدند، تونس كنوني مغرب الاول بوده، الجزاير كنوني مغرب الاوسط و مراكش كنوني مغرب الاقصي يعني مغرب دور و اين شده كه نام مراكش در ميان اعراب به مغرب باقي مانده است. ولي در ميان سرزمين هاي ديگر به نام مهمترين شهرش يعني " مراكش " تعميم داده شده و پس از كمي تغيير "Morocco" ناميده مي شود و در ايران به نام مراكش معروف است كه دقيقاً نام يكي از شهرهاي قديمي و بسيار معروف اين كشور است خارجي ها اين شهر را "Marakesh" يا "Marakech" مي نامند. جالب است كه در بين تمام كشورهاي دنيا فقط تركيه است كه به جاي شهر مراكش شهر مهم ديگر اين سرزمين را براي ناميدن نام كشور برگزيده و آنرا "فاس" مي نامند كه نام يكي از قديمي ترين شهرهاي اين كشور و قاره افريقاست، ما و ديگر كشورها، اين شهر را "Fes" يا "Fez" مي ناميم.


كازابلانكا (Casablanca) از دو قسمت كازا به معني خانه و بلانكا به معني سفيد در زبان اسپانيايي تشكيل شده و معني كلي آن مي شود " خانه سفيد " و اين نامي است كه پرتقالي ها پس از تصرف اين شهر در سال 1515 بر اين شهر گذاشته اند كه در آن زمان خانه هاي محلي اين شهر كاملاً سفيد بوده اند ولي در سال 1755 زلزله شديدي تقريباً تمام شهر را نابود مي كند و ديگر از آن خانه هاي سفيد خبري نيست. در عربي اين شهر به "دار البيضاء" شناخته مي شود كه همان معني را مي دهد.


زبان رسمي كشور عربي و دين رسمي اسلام است ولي در شهرهاي بزرگ، همه بدون استثناء فرانسه را به راحتي صحبت مي كنند چون زبان دومي است كه در مدارس تدريس مي شود و حتي بعضي خانواده ها از بچگي با فرزندشان فرانسه صحبت مي كنند. آنقدر كه من به گوشم خورد خودشان معمولاً با هم عربي صحبت مي كنند ولي وقتي چيزي از آنها مي پرسي در لحظه اي با فرانسه سليس شروع به پاسخ گفتن مي كنند. عربي شان هم با عربي خليجي كه ما در دوبي مي شنويم متفاوت است هم از نظر لهجه و هم از نظر به كاربردن كلمات. در جنوب مراكش يعني خود شهر مراكش و بعد از آن زبان " بربري" (Berber) هم صحبت مي شود كه زبان قبايلي است به نام بربر كه پيش از آمدن اسلام در اين كشور صحبت مي كرده اند. بسياري از ساكنين انگليسي بلد نيستند چون با فرانسه و عربي كارشان در همه جا پيش مي رود.


بر خلاف چيزي كه خيلي ها تصور مي كنند، كازابلانكا پايتخت مراكش نيست، بلكه مهمترين مركز تجاري و شناخته شده ترين شهر آن است، اغلب پروازهاي مستقيم از كشورهاي دنيا به مقصد كازابلانكا صورت مي گيرد به همين دليل بسياري نام پايتخت مراكش را نمي دانند. پايتخت مراكش شهر " رَباط " است كه پايتخت سياسي و محل استقرار حكومت پادشاهي اين كشور است. نسبت كازابلانكا و رباط مانند نسبت دوبي و ابوظبي است، بسياري از نقاط دنيا اگر اطلاعاتشان آنقدر باشد كه دوبي را كشور مستقل ندانند، آنرا پايتخت امارات مي پندارند و نام ابوظبي كمتر به عنوان پايتخت شناخته شده است.

****

در خيابانهاي مركزي كازابلانكا كه راه مي روم، شديداً ياد معماري و فضاي شهري خيابان جمهوري ، سپه و توپخانه تهران مي افتم، ساختمانهاي دولتي و بانكهاي بزرگ همه ساختمانهايي سنگي با ستونهايي بلند دارند، درست مانند ساختمان بانك ملي در انتهاي خيابان سپه، كلاً همه چيز آشناست، فكر مي كني داري در تهران پنجاه سال پيش راه مي روي، ولي آدمها انگار فرق دارند...


اولين برخوردي كه با مراكشي ها داشتم در هواپيما بود و چيزي كه توجهم را جلب كرد، نگاه بود. مراكشي ها و به خصوص در كازابلانكا خيلي نگاه مي شوي، يعني نگاهت مي كنند، مثل يك ده كوچك كه يك خارجي پايش را در آن گذاشته باشد، همه نگاهت مي كنند، از داخل هواپيما تا تمام مدتي كه در كازابلانكا بوديم، سنگيني صدها نگاه را در لحظه رويمان احساس مي كرديم، تقريباً بگويم امكان نداشت كسي از كنارمان رد شود و لحظه هم كه شده نگاهمان نكند، البته بيشتري ها لزومي نمي ديدند كه زير چشمي و لحظه اي نگاهت كنند، از دور كه مي آمدند چشم مي دوختند در چشمت تا از كنارت رد شوند!!

وقتي داري از چيزي عكس مي گيري آنقدر به تو و دوربينت و چيزي كه داري از آن عكس مي گيري نگاه مي كنند كه خنده ات مي گيرد، خيلي وقتها مردم مي آمدند پشت دوربين مي ايستادند و از زاويه دوربينت به چيزي كه نشانه رفته بودي نگاه مي كردند تا بفهمند چه چيزي آنجاست كه تو مي بيني و او نديده.

خلاصه وقتي با كوله پشتي و دوربين و قيافه خارجي در يك چهارراه مي ايستي به راحتي مي تواني هزاران خط فرضي را از چشمان مردم به نقطه اي كه ايستاده اي ترسيم كني.


بيشتر از هفتاد درصد جمعيت خانمي كه ما ديديم محجبه بودند و آنها كه بي حجاب بودند يا خودشان وقتي به من نگاه مي كردند لبخندي لوند تحويل مي دادند، يا توسط مردان ديگر در حال تعقيب شدن و متلك شنيدن بودند. آقايان هم خيلي راحت دنبال هر كس مي خواهند مي افتند و شروع به متلك گفتن مي كنند و اين روند آنقدر طبيعي است كه پيش خودم فكر كردم شايد اگر خانمي كسي را دنبال خودش نبيند سرخورده شود چون برخورد خانمها هم خيلي با اين موضوع طبيعي است. همان فضايي كه وقتي دختران دبيرستاني، پسري را دنبال خودشان مي كشانند را تصور كنيد در شهر براي مردان و زنان شهر اتفاق مي افتد. اين داستان براي بعضي از محجبه ها هم بود ولي نه به اندازه بي حجاب ها. حجاب در چنين فضايي كاملاً ابزاري محافظت كننده محسوب مي شود. البته اين هم واضح و مبرهن است كه وقتي مي گويم حجاب منظورم حجاب در همه جاي دنيا غير از ايران است، يا حجابي نيست يا اگر هست پوششي كامل است.

****

غذاهاي سرپايي و كنار خياباني هميشه جزو جالب ترين چيزهاي هر شهر جديدي است كه مي روم. در كازابلانكا اولاً پر است از كافه هايي كه صندلي هايش كنارهم و رو به خيابان چيده شده و جمعيتي مشتاق، خيلي جدي به خوردن چاي بعد از ظهر و تماشا كردن مردم مشغولند( تماشا كردن در كازابلانكا كار خيلي مهمي است !) و پر است از رستورانهايي كه نوعي شاورما با سالاد سرو مي كنند. ساندويچ هاي شاورماهايش با دوبي فرق دارد، در نان بزرگتري قرار دارد و با مايونز و سالاد كلم لاي نان قرار مي گيرد، سر ميزها خردل تيز قرار دارد و در ظرفهاي كوچكي مايونز و كچاپ برايت مي آورند.

زيتون نقش عمده اي در تمام غذاها و پيش غداهاي مراكش دارد، معمولاً وارد هر رستوران كه مي شوي قبل از آوردن غذا يك ظرف كوچك زيتون كه يا در آبليمو يا در سركه خوابانده شده با خلال دندان براي برداشتنشان، جلوي مشتري قرار مي گيرد.

مراكشي ها فقط گوشت تازه روز مي خورند، به همين خاطر غذاهاي گوشتي شان بسيار لذيذ است، در خيابان ها پر است از مغازه هاي گوشت فروشي كه گوشت روز را عرضه مي كنند و معمولاً در همان محل بساطي هم براي كباب كردن آنها مهياست، براي خريدن كباب، از خريد گوشت تا خوردنش را در يك محل انجام مي دهي.


قيمت خوراكي ها بر خلاف چيزي كه فكر مي كردم گران است، فست فود ها از دوبي هم گرانتر هستند، يك منوي معمولي يكي از فست فودها كه در دوبي 20 درهم است در كازابلانكا معادل 30 درهم امارات است كه مي شود حدود 8.3 دلار. غذاي اصلي رستورانها از پانزده - شانزده دلار شروع مي شود به بالا. واحد پول مراكش، درهم مراكشي است كه حدود يك دهم يورو است.


اين دو روزي كه در كازابلانكا بوديم چون مصادف شده بود با تولد حضرت محمد و تعطيلي ديني رسمي، هم شهر خيلي فضاي كم حس و حالي داشت، هم زندگي شبانه كاملاً تعطيل بود، بار بعدي كه به اين شهر آمدم فضاي زنده تري در آن ديدم. اصولاً كازابلانكا در بين شهرهاي مراكش و حتي قاره افريقا به شهر خوشگذراني معروف است كه من اين فضا را در برخورد اول نديدم ولي در ورود دوباره به اين شهر در روزهاي آخر سفر، كاملاً اين فضا را حس كردم.

پي نوشت: در حال حاضر كه اين نوشته را پست مي كنم، آخرين روز سفرمان در مراكش را مي گذرانيم، فردا به دوبي بازخواهيم گشت ولي سفرنامه را به روال خودش و به ترتيب شهرهايي كه رفته ام ادامه خواهم داد، عكس هم زياد گرفتم كه چندتايش براي وبلاگ و چندتايش براي فليكر است اميدوارم وقت كنم در هفته آينده هم وبلاگ را به روز نگه دارم و هم به چند عكس سروسامان دهم.

****

شهر "فز" (Fes) يا (Fez) سومين شهر بزرگ مراكش و يكي از قديمي ترين آنهاست، اين شهر امسال 1200 سالگي اش را جشن مي گيرد و به عنوان مركز ديني و فرهنگي مراكش شناخته مي شود. مدارس ديني با اعتباري در اين شهر فعال هستند كه از تمام قاره افريقا طلبه مي پذيرد همچنين مدارس علمي اين شهر در گذشته پذيراي دانشجويان اروپايي بوده است، اين شهر يكي از غني ترين شهرهاي مراكش از لحاظ آثار تاريخي و هنر و معماري سنتي مراكش است. شهر ديگري كه از اين نظر با فز برابري و رقابت مي كند شهر " مراكش " است كه ما در اين سفر فرصت ديدنش را نيافتيم.


شهر فز امروزي از سه بخش جدا تشكيل شده است:

قديم" كه ديواري دور تا دور آن وجود دارد و آنرا از بقيه شهر امروز جدا مي كند، " فز جديد " كه قسمت گسترش يافته و محل سكونت يهوديها در سال 1465 ميلادي بوده و " فز نوول " كه باز هم به معناي فز جديد است به زبان فرانسوي و بخشي است كه فرانسوي ها پس از در اختيار گرفتن مراكش در سال 1912 به بعد ساخته اند و هنوز هم توسط خود پادشاه مراكش در حال گسترش است.


تمام تمدن قديم مراكش و مركز توريستي اين شهر در "فز قديم" يا "فز البالي" خلاصه مي شود. طبق كتاب ركوردهاي گينس، مدرسه قرويين ساخته شده در سال 859 ميلادي در اين بخش شهر، قديمي ترين دانشگاه شناخته شده جهان است. اين ساختمان اكنون به عنوان مسجد استفاده مي شود و به همان شكل نگهداري مي شود.


پشت ديوارهاي شهر قديم، پر است از كوچه پس كوچه هايي كه باريكي آنها گاهي به اندازه عرض بدنت مي شود و آن قدر اين كوچه ها در هم مي تنند كه هم خودت و هم مسيرت را گم مي كني، پر است از فروشندگاني كه قلق خريداران اروپايي شان را مي شناسند و قيمتها را براي آنها چند برابر اعلام مي كنند و چانه هم به سختي مي پذيرند- ولي همچنان محل چانه زدن باز است - ، پر است از خانه هايي كه از فرط پيري ديوارهايشان چروك خورده، پر است از كافه و رستوران سنتي، پر است از خانه هاي بازسازي شده و به شكل مهمان پذير در آمده و... پر است از آدم، آدمهايي كه آنقدر درهم فشرده راه مي روند كه گاهي ايستادن را برايت غير ممكن مي كنند. روزي كه ما از شهر قديم ديدار كرديم تراكم جمعيت چيزي بود در حد بازار بزرگ تهران ولي راهنما مي گفت امروز از روزهاي خلوت است، اگر معمولي باشد جمعيت حركتت مي دهد. بدون راهنما بسياري از قسمتهاي شهر قديم را نمي توان ديد، ما راهنما داشتيم و از بخت ياري، راهنماي خوبي هم داشتيم.


چيزي كه بهمان گفته شده بود و فكر مي كرديم، با اينكه فضاي شهر قديم بسيار شلوغ است ولي از امنيت بسيار بالايي برخوردار است، پليس هاي لباس شخصي زيادي در كوچه ها همراه توريست ها حركت مي كنند و هر حركتي را زير نظر دارند.

بيشتر فروشندگان به زبانهاي عربي ، انگليسي، فرانسه و اسپانيايي در حد خريد و فروش و معرفي اجناسشان تسلط دارند بعضي ها غير از اينها آلماني هم بلد بودند من گاهي از اينكه يك فروشنده به سرعت به چهار زبان با چهار نفر صحبت مي كرد به راحتي بين زبانها سوئيچ مي كرد دهانم باز مي ماند، بسياري شان سواد خواندن و نوشتن ندارند ولي اين زبانها را در حد محاوره روزمره بلدند.


طبق اعلام سازمان جهانگردي مراكش، در سال 2007 بيشترين توريست به ترتيب از اين كشورها به مراكش آمده است: فرانسه، اسپانيا، انگلستان، بلژيك و آلمان.

دو عكس اين صفحه هر دو از همين قسمت شهر هستند، عكس رنگي در قديم بازار نجاران و عكس سياه و سفيد بازار پارچه فروشان بوده اند كه البته امروز كاربري شان تغيير كرده است.


+ نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388ساعت 0:13 توسط Armin |
حقیقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی ( )

حقیقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی

 

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z :اگر

برابر:

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 1 4 15 16 17 18 19 20 21 22 23

24 25 26 27 28 29

باشد...آنگاه داریم...

HARD WORK کار سخت

H+A+R+D+W+O+R+K

8+1+18+4+23+15+18+11=98%

KNOWLEDGE دانش 

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15++23+12+5+4+7+5=96%

LOVE دوست داشتن

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

LUCK خوشبختی

L+U+C+K

12+21+3+11=47%

(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد مهم است؟؟؟ )

پس چه چیز 100% را میسازد؟

MONEY پول؟؟؟...نه!!!

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25=72%

LEADERSHIP !!!راهبری؟...نه 

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+19+8+9+16=97%

هر مساله ای راه حلی دارد تنها اگر نگرش مان را تغییر دهیم.

با هم به قسمت بالا برمی گردیم به 100% واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیش تر رفتن احتیاج داریم؟؟؟

ATTITUDU نگرش

A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5=100%

بچه ها این نگرش ما به زندگی و کار است که زندگی را 100% میسازد!!!

نگرش مان را تغییر بدهیم تا بتوانیم زندگی مان را تغییر دهیم!!!

حالا تو دوست من{البته با اجازه} جواب سوال می دانی و می دانی که چه کاری را انجام خواهی داد!!!

نگرش همه چیز است.

امروز که هستم می خواهم بهترین باشم!!!


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 23:20 توسط Armin |
قانونهای برایان تریسی ( )

قانون علت و معلول
      هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی ،
      علت یا علت های بخصوصی  وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته
      باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
      در زندگی هر کاری را بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آنکه :
      یک : تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید
      دو - همان کاری را بکنید که کسانی که در این راه موفق شده اند انجام داده اند


قانون ذهن
      همه علت و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار
      شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر
      می کنید. همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن

     درباره  چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید

 

   قانون عنیت یافتن ذهنیات
      دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست .

      کار شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خلق کنید .
      زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا
      زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.

 

      قانون رابطه مستقیم
      زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی
      شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم

      وجود دارد.
      روابط اجتماعی ، وضعیت جسمانی ، شرایط مالی و موفقیت اجتماعی شما بازتاب
      دنیای درونی شماست

 

      قانون باور
      هر چیزی را  که  عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما
      آنچه را می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان
      یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
      یک - باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید
      دو - آنها را از بین ببرید
      

      قانون ارزش ها
      نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است
      آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند  ادعاهای
      شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و
      عصبانیت است.

 

      قانون انگیزه
      هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما
      سرچشمه می گیرد این کا ممکن است بصورت خود آگاه یا ناخودآگاه انجام شود
      رمز موفقیت دو چیز است
      یک - تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها
      دو - مشخص کردن انگیزه ها
      

      قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
      ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام
      پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما همهنگ است.
      ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آن را برنامه ریزی کنید می تواند شما
      را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد
      

      قانون انتظارات
      اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامونتان
      امکان وقوع پیدا می کند.
      شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز
      برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذرد
      

      قانون تمرکز
      هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول  سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
      هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می
      گیرد و گسترش پیدا می کند . بنا براین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز
      کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید
      

قانون عادت
      حداقل 95%از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ،

 خواه عادت های مفید  و خواه عادت های مضر .
      شما می توانید عادت هایی  را که موفقیت تان را تضمین می کند در خود پرورش
      دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتو ماتیک و غیر
      ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه  و مدام آن را ادامه دهید
      

قانون جذب
      شما مرتبا افکار ، ایده ها و موفقیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ
      هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی و خواه افکار مثبت.
      شما می توانید بهتر از این که هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و
      توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید
 

 

قانون انتخاب
      زندگی شما نتیجه انتخاب های شما تا این لحظه است.
      چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی
      آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست.

      

قانون تفکر مثبت
      برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.
      شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
      

قانون تغییر
      تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت
      هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است.
      کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
      

قانون کنترل
      این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر
      می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
      سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط
      پیرامون تان به وجود می آید.
      

قانون مسئولیت
      هرجا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید.
      مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که به دست آورده اید و آنچه که خواهید شد
      بر عهده خود شماست.
      

قانون پاداش
      عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را
      می گیرید
      همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر
      دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.

 

قانون خدمت
      پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم
      دارد.
      هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی 
     های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری

      به دست می آورید.
      

قانون تاثیر تلاش
      همه امید ها ، رویاها ، هدف ها  و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
      هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید.
      هیچ راه میان بری وجود ندارد
  ...


+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 2:4 توسط Armin |
قوانینی که نیــوتـــن از قلم انداخت ( )

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. 

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد. 

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد. 

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند. 

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.


+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 1:4 توسط Armin |
مطالب پيشين
مراکش
حقیقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی
قانونهای برایان تریسی
قوانینی که نیــوتـــن از قلم انداخت
خر کیف یعنی چه؟
50 دلار بیشتر از 10 دلار است!
گفتگو با خدا
دانستنیها
یك داستان آموزنده
مستراب هاي داخل شهر در مالزي




ساعت و تاریخ


پيوندها
قالب وبلاگ
سيستم مديريت لينك باكس
ماهواره وکدهای ریسیور
رازهای شاد زیستن وموفقیت.ثروت
سخنان بزرگان
سرگرمی .موزیک.موبایل
ماهواره.موبایل.کامپیوتر.اخبار و..
سایت های اسلامی
ماهواره
شعر وعکس های قشنگ عاشقانه
اس ام اس های انگلیسی
گروهی از وبلاگهای ایرانیان در جهان
پیش بینی هواشناسی
کدهای جاوا
خاطرات سفر واطلاعات کشورها
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ
پرتال موزيک
طراح قالب
طراح : مهرداد شكري نسب
Pars Template
TakTemp .com
من در کلوب
آمار وبلاگ
رادیو فردا

Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com l TakTemp.com l ShopHaa.com | 3Music.ir